برچسب:
نویسنده: الینا کاظمیان
این یکی دو روز پیش موقع تمدید بیمه نامه ماشین بود . وقتی که برگه بیمه رو بردم و تحویل ایشان, جان دادم یاد یه موضوعی افتادم که گفتنش خالی از لطف نیست
این ماشین طفلی ما از اون ماشیناست که وقتی بخوام بفر
برچسب:
نویسنده: الینا کاظمیان
به همین زودی 40 روز از فوت پدر بزرگ گذشت .
بد موقعی ما رو تنها گذاشتند . ما هر سال مراسم روز عاشورا رو با نذری اش و شله زرد مادر بزرگ برگزار میکنیم که امسال جای خالی پدر بزرگ خیلی به چشم میومد .
امسال
برچسب:
نویسنده: الینا کاظمیان
ادم تا به بیماری دچار نشه قدر سلامتی خودش و نمیدونه . تازه اون موقع است که میفهمه مثلا عضوی که تا بحال حتی نگاهم بهش نمیکرده چه کارایی مهمی در بدنش داشته
بله ، حتی نگاه کردن بهش هم !!! نه فکر نکنم .
برچسب:
نویسنده: الینا کاظمیان
یبارم خانواده تصمیم گرفتن که درست وسط امتحانات دبیرستان من برن شمال
اینا رفتن و من و با کوله باری از غم و اندوه گذاشتن خونه . البته سر کارم میرفتم خووو همزمان . رفتن و رفتن تا یه روز که من مغازه بیکا
برچسب:
نویسنده: الینا کاظمیان